۵ مهارت حیاتی که هر نوجوان باید قبل از ورود به دانشگاه یاد بگیرد
خیلی وقتها وقتی از «آمادگی برای دانشگاه» حرف میزنیم، ذهنمان به سمت انتخاب رشته، معدل، کنکور و وسایل موردنیاز دانشگاه میرود. اما یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا نوجوان برای زندگیای که بعد از مدرسه شروع میشود هم آماده است؟
دانشگاه فقط محلی برای یادگیری چند درس تخصصی نیست. نوجوان در این دوره با انتخابهای بیشتری روبهرو میشود؛ باید زمانش را مدیریت کند، با افراد مختلف ارتباط بگیرد، درباره آیندهاش تصمیم بگیرد، مشکلات را حل کند و بهتدریج مسئولیت بیشتری برای زندگی خودش بپذیرد.
به همین دلیل، یادگیری برخی مهارتها قبل از ورود به دانشگاه میتواند یک مزیت جدی باشد؛ مهارتهایی که شاید در کارنامه مدرسه نمرهای برای آنها ثبت نشود، اما در دانشگاه، محیط کار و زندگی بارها به کمک نوجوان میآیند.
در ادامه با ۵ مهارت مهم و کاربردی برای نوجوانان آشنا میشویم که بخش مهمی از مهارتهای کسبوکار و آمادگی برای ورود به دنیای واقعی را تشکیل میدهند.
۱. تصمیمگیری؛ وقتی قرار نیست همیشه کسی به جای تو انتخاب کند
در مدرسه معمولاً چارچوب مشخصتری وجود دارد. برنامه درسی تعیین شده، امتحانها زمان مشخص دارند و در بسیاری از موقعیتها والدین و معلمان مسیر را نشان میدهند.
اما هرچه نوجوان بزرگتر میشود، تعداد انتخابهای شخصی او نیز افزایش پیدا میکند:
کدام رشته را انتخاب کنم؟
برای یادگیری چه مهارتی وقت بگذارم؟
در چه فعالیتهایی شرکت کنم؟
با چه افرادی همکاری کنم؟
آیا این فرصت ارزش امتحان کردن دارد؟
اینجاست که مهارت تصمیمگیری اهمیت پیدا میکند.
تصمیمگیری خوب به این معنا نیست که فرد هیچوقت اشتباه نکند. اتفاقاً بخشی از رشد، تجربه کردن انتخابهای اشتباه و یادگیری از آنهاست.
مهم این است که نوجوان یاد بگیرد قبل از هر انتخاب، کمی فکر کند و فقط تحتتأثیر هیجان لحظهای تصمیم نگیرد.
برای بررسی یک تصمیم میتوان از سه سؤال ساده استفاده کرد:
- چه گزینههایی دارم؟
- نتیجه احتمالی هر گزینه چیست؟
- کدام انتخاب با هدف من هماهنگتر است؟
همین عادت ساده میتواند بهمرور ذهن نوجوان را برای تصمیمهای جدیتر آینده آماده کند.
۲. ارتباط مؤثر؛ بلد بودن حرف زدن کافی نیست
ممکن است یک نوجوان ایده بسیار خوبی داشته باشد اما نتواند آن را درست توضیح دهد. ممکن است توانایی زیادی داشته باشد اما هنگام صحبت با دیگران نتواند منظور خود را بهدرستی منتقل کند.
اینجاست که مهارت ارتباط مؤثر اهمیت پیدا میکند.
ارتباط مؤثر فقط به معنی خوب حرف زدن نیست؛ خوب گوش دادن، سؤال پرسیدن و درک دیدگاه دیگران نیز بخش مهمی از آن است.
نوجوانی که بتواند نظر خودش را بدون پرخاشگری بیان کند، دیدگاه متفاوت دیگران را بشنود، سؤال درست بپرسد و در یک گفتوگو به دنبال راهحل باشد، در دانشگاه و بعدها در محیط کار یک قدم جلوتر خواهد بود.
مذاکره؛ بخشی از ارتباط مؤثر
فرض کنید چند نوجوان قرار است یک پروژه مشترک انجام دهند. یکی دوست دارد طراحی را انجام دهد، دیگری ارائه را ترجیح میدهد و نفر سوم با تقسیم کار پیشنهادی موافق نیست.
مهارت مذاکره کمک میکند به جای اینکه اختلاف به دعوا یا کنار کشیدن یکی از اعضا تبدیل شود، افراد درباره خواستههای خود صحبت کنند و به یک توافق برسند.
این یکی از مهمترین مهارتهای کسبوکار برای نوجوانان است؛ زیرا کسبوکار قبل از اینکه درباره محصول یا درآمد باشد، درباره ارتباط با آدمهاست.
یک تمرین ساده برای بهتر شدن ارتباط این است که نوجوان قبل از پاسخ دادن مطمئن شود منظور طرف مقابل را درست متوجه شده است.
مثلاً بپرسد:
«یعنی منظورت این است که…؟»
همین سؤال ساده میتواند از بسیاری از سوءتفاهمها جلوگیری کند.
۳. مدیریت زمان؛ مهارتی برای دانشگاه و زندگی واقعی
یکی از مواردی که بعد از ورود به دانشگاه بیشتر خودش را نشان میدهد، مسئولیت مدیریت زمان است.
دیگر کسی قرار نیست برای تمام ساعتهای روز برنامه آماده داشته باشد. درس، پروژه، دوستان، فعالیتهای شخصی، یادگیری مهارتهای جدید و استراحت باید در کنار یکدیگر مدیریت شوند.
اینجاست که نوجوان باید یاد بگیرد زمان محدود است و همه کارها اولویت یکسانی ندارند.
یک روش ساده این است که کارهای روزانه را به سه گروه تقسیم کنیم:
- کارهایی که امروز حتماً باید انجام شوند.
- کارهایی که مهم هستند اما میتوان برای آنها زمان مشخص تعیین کرد.
- کارهایی که ضروری نیستند و میتوان زمان کمتری به آنها اختصاص داد.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
مدیریت زمان به معنی بیشتر کار کردن نیست.
اگر نوجوان تمام روز خود را با برنامههای فشرده پر کند اما زمانی برای استراحت، تفریح و خواب نداشته باشد، بعد از مدتی انرژی و تمرکز او کاهش پیدا میکند.
بنابراین مدیریت زمان، در واقع مدیریت اولویتها و انرژی نیز هست.
نوجوانی که از همین حالا یاد بگیرد برای کارهای مهمش زمان مشخصی داشته باشد، در دانشگاه کمتر با انباشته شدن کارها و استرس ناشی از آن مواجه خواهد شد.
۴. حل مسئله؛ به جای فرار از مشکل، راهحل پیدا کن
هیچ مسیری بدون مشکل نیست.
ممکن است یک پروژه طبق برنامه پیش نرود، یک ایده جواب ندهد، در یک کار گروهی اختلاف ایجاد شود یا حتی برنامهای که برای آینده داشتیم تغییر کند.
در چنین شرایطی دو نوع نگاه وجود دارد:
«نمیشود.»
یا:
«چطور میتوانیم این مشکل را حل کنیم؟»
تفاوت این دو جمله، تفاوت بین فرار از مسئله و حل مسئله است.
نوجوانی که مهارت حل مسئله را تمرین میکند، یاد میگیرد مشکل را به بخشهای کوچکتر تقسیم کند، علت اصلی آن را پیدا کند و برای آن چند راهحل احتمالی در نظر بگیرد.
فرض کنید دانشآموزان یک مدرسه برای پیدا کردن منابع مناسب یک درس مشکل دارند.
یک نفر ممکن است فقط از این مشکل شکایت کند؛ اما نوجوان دیگری ممکن است بپرسد:
«چطور میتوانیم دسترسی به این منابع را راحتتر کنیم؟»
از دل همین سؤال ممکن است ایده ساخت یک کانال، فایل دستهبندیشده یا حتی یک پلتفرم ساده شکل بگیرد.
این همان نگاه مسئلهمحوری است که در کارآفرینی و کسبوکار ارزش زیادی دارد.
تمرین «۳ راهحل»
هر زمان نوجوان با یک مشکل کوچک روبهرو شد، قبل از انتخاب اولین راهحل از خودش بخواهد حداقل سه راهحل متفاوت برای آن پیدا کند.
لازم نیست هر سه راهحل عالی باشند.
هدف این تمرین، عادت دادن ذهن به دیدن گزینههای بیشتر است.
۵. سواد مالی؛ پولت را قبل از مستقل شدن مدیریت کن
یکی از مهارتهایی که بهتر است نوجوان قبل از مستقل شدن با آن آشنا شود، سواد مالی است.
قرار نیست نوجوان از دوران مدرسه متخصص سرمایهگذاری باشد. نقطه شروع بسیار سادهتر است:
بداند چقدر پول دارد، آن را کجا خرج میکند و برای چه هدفی میخواهد از آن استفاده کند.
برای مثال، اگر نوجوان هر ماه مبلغ مشخصی دریافت میکند، میتواند برای مدتی تمام هزینههای خود را یادداشت کند.
بعد از یک ماه شاید متوجه شود بخش قابل توجهی از پولش صرف خریدهای کوچکی شده که در لحظه چندان مهم به نظر نمیرسیدند.
همین مشاهده ساده میتواند شروع شکلگیری یک عادت مالی بهتر باشد.
نوجوان همچنین میتواند برای خودش هدف مالی مشخص کند. مثلاً:
«میخواهم تا سه ماه آینده برای خرید یک دوره آموزشی پول کنار بگذارم.»
در این حالت، پسانداز دیگر یک مفهوم خشک و تئوری نیست؛ بلکه به یک هدف واقعی تبدیل میشود.
سواد مالی نیز بخش مهمی از مهارتهای کسبوکار برای نوجوانان است؛ زیرا تقریباً هر کسبوکاری در کنار ایده و خلاقیت به مدیریت منابع و پول نیاز دارد.
مهارتهای کسبوکار برای نوجوانان دقیقاً یعنی چه؟
وقتی عبارت «مهارتهای کسبوکار برای نوجوانان» را میشنویم، ممکن است تصور کنیم قرار است نوجوان از همین حالا کسبوکار راهاندازی کند و درآمد داشته باشد.
اما موضوع بسیار عمیقتر است.
مهارتهای کسبوکار در نوجوانی یعنی یاد گرفتن اینکه چگونه:
- یک مشکل را ببینیم.
- برای آن راهحل پیدا کنیم.
- ایده خود را توضیح دهیم.
- با دیگران همکاری کنیم.
- تصمیم بگیریم.
- منابع و پول را مدیریت کنیم.
- مسئولیت نتیجه کار خود را بپذیریم.
ممکن است نوجوان در آینده کارآفرین شود یا اصلاً کسبوکار شخصی نداشته باشد. در هر دو حالت، این مهارتها برای او کاربرد خواهند داشت.
چون دنیای واقعی همیشه شبیه یک سؤال چهارگزینهای نیست که فقط یک پاسخ درست داشته باشد.
گاهی چند جواب وجود دارد و باید بهترین گزینه را پیدا کرد.
گاهی اطلاعات کافی نداریم و باید تحقیق کنیم.
گاهی تصمیم ما اشتباه از آب درمیآید و باید مسیر را اصلاح کنیم.
و گاهی لازم است از صفر، یک راه جدید بسازیم.
چطور نوجوانان این مهارتها را واقعاً یاد بگیرند؟
یک نکته مهم درباره مهارتها وجود دارد:
مهارت با حفظ کردن یاد گرفته نمیشود.
نوجوان میتواند دهها مقاله درباره مدیریت زمان بخواند، اما تا زمانی که خودش برنامهریزی نکند، این مهارت در زندگی او شکل نمیگیرد.
میتواند درباره مذاکره مطالعه کند، اما تا وقتی در یک موقعیت واقعی با نظر متفاوت دیگران روبهرو نشود، فرصت تمرین آن را پیدا نمیکند.
به همین دلیل، تجربه عملی اهمیت زیادی دارد.
پروژههای گروهی، بازیهای تصمیمگیری، چالشهای حل مسئله، فعالیتهای مالی ساده، ایدهپردازی و تجربه ساخت یک محصول یا خدمت کوچک میتوانند به نوجوان کمک کنند مهارتها را در عمل یاد بگیرد.
در چنین فضایی حتی اشتباه کردن نیز بخشی از فرایند یادگیری است.
یکی از ارزشمندترین ویژگیهای دوران نوجوانی همین فرصت تجربه کردن است؛ نوجوان میتواند یک ایده را امتحان کند، نتیجه خوبی نگیرد، دلیل آن را بررسی کند و دوباره تلاش کند.
چرا یادگیری این مهارتها قبل از دانشگاه مهم است؟
آمادگی برای دانشگاه فقط خریدن دفتر، انتخاب رشته یا آماده شدن برای کلاسهای جدید نیست.
آمادگی واقعی یعنی نوجوان بهتدریج یاد بگیرد روی پای خودش بایستد؛ برای تصمیمهایش فکر کند، زمانش را مدیریت کند، با افراد مختلف ارتباط بگیرد، از مشکلات فرار نکند و نسبت به پول و منابعی که در اختیار دارد آگاه باشد.
پنج مهارتی که بررسی کردیم عبارتاند از:
تصمیمگیری، ارتباط مؤثر، مدیریت زمان، حل مسئله و سواد مالی.
این مهارتها شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما میتوانند در دانشگاه، محیط کار و حتی زندگی شخصی بارها به کمک نوجوان بیایند.
بنابراین لازم نیست منتظر روز ورود به دانشگاه بمانیم.
میتوان از همین امروز شروع کرد؛ با یک تصمیم کوچک، یک گفتوگوی بهتر، یک برنامه ساده، حل یک مشکل واقعی یا مدیریت درست پول توجیبی.
آینده نوجوان از روزی که وارد دانشگاه میشود ساخته نمیشود؛ از تجربههایی ساخته میشود که خیلی قبلتر از آن به دست آورده است.